روز 29 بهمن روز سپندار مذگان
روز عشق شاد باد
 
وقتي به شروع و چگونگي وقوعش فكر مي كنم، بنظرم همه چيز گيج و پيچيده مي آيد! اما ظاهرا اين گيجي چندان هم عجيب ودور از انتظار نيست،چون عبارت "ضربه فرهنگي" را چنين تعريف كرده اند: "تغييراتي در فرهنگ كه موجب به وجود آمدن گيجي، سردرگمي و هيجان مي شود."
اين ضربه چنان نرم و آهسته بر پيكر ملت ما فرود آمد كه جز گيجي و بي هويتي پي آمد آن چيزي نفهميديم!
شايد افراد زيادي را ببينيد كه كلمات
Hi و Hello را با لهجه غليظ Americanاش تلفظ مي كنند. اما تعداد افرادي كه از واژه درود استفاده مي كنند، بسيار نادر است!
همينطور كلمه
Thanks بيش از سپاسگزارم و Good bye بسيار راحت تر از «بدرود» در دهان ها مي چرخد. ما حتي به اين هم بسنده نكرده ايم!
اين روزها مردم برگزاري جشن ها و مناسبت هاي خارجي را نشانه تجدد، تمدن و تفاخر مي دانند.
سفره هفت سين نمي چينند، اما در آراستن درخت كريسمس اهتمام مي ورزند!
جشن شب يلدا كه به بهانه بلند شدن روز، براي شكرگزاري از بركات و نعمات خداوندي برگزار مي شده است را نمي شناسند، اما همراه و همزمان با بيگانگان روز شكرگزاري برپا مي كنند!
همه چيز را در مورد
Valentine و فلسفه نامگذاريش مي دانند، اما حتي اسم "سپندار مذگان" به گوششان نخورده است.
چند سالي ست حوالي26 بهمن ماه (14 فوريه) كه مي شود هياهو و هيجان را در خيابان ها مي بينيم. مغازه هاي اجناس كادوئي لوكس و فانتزي غلغله مي شود. همه جا اسم
Valentine به گوش مي خورد. از هر بچه مدرسه اي كه در مورد والنتاين سوال كني مي داند كه "در قرن سوم ميلادي كه مطابق مي شود با اوايل امپراطوري ساساني در ايران، در روم باستان فرمانروايي بوده است بنام كلوديوس دوم. كلوديوس عقايد عجيبي داشته است از جمله اينكه سربازي خوب خواهد جنگيد كه مجرد باشد. از اين رو ازدواج را براي سربازان امپراطوري روم قدغن مي كند.كلوديوس به قدري بي رحم وفرمانش به اندازه اي قاطع بود كه هيچ كس جرات كمك به ازدواج سربازان را نداشت.اما كشيشي به نام والنتيوس(والنتاين)،مخفيانه عقد سربازان رومي را با دختران محبوبشان جاري مي كرد.كلوديوس دوم از اين جريان خبردار مي شود و دستور مي دهد كه والنتاين را به زندان بيندازند. والنتاين در زندان عاشق دختر زندانبان مي شود .سرانجام كشيش به جرم جاري كردن عقد عشاق،با قلبي عاشق اعدام مي شود...بنابراين او را به عنوان فدايي وشهيد راه عشق مي دانند و از آن زمان نهاد و سمبلي مي شود براي عشق!"
اما كمتر كسي است كه بداند در ايران باستان، نه چون روميان از سه قرن پس از ميلاد، كه از بيست قرن پيش از ميلاد، روزي موسوم به روز عشق بوده است!
جالب است بدانيد كه اين روز در تقويم جديد ايراني دقيقا مصادف است با 29 بهمن، يعني تنها 3 روز پس از والنتاين فرنگي! اين روز "سپندار مذگان" يا "اسفندار مذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن اين روز به عنوان "روز عشق" به اين صورت بوده است كه در ايران باستان هر ماه را سي روز حساب مي كردند و علاوه بر اينكه ماه ها اسم داشتند، هريك از روزهاي ماه نيز يك نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، انديشه) كه نخستين صفت خداوند است، روز سوم ارديبهشت يعني "بهترين راستي و پاكي" كه باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهريور يعني "شاهي و فرمانروايي آرماني" كه خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملي زمين است. يعني گستراننده، مقدس، فروتن. زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يك چشم مي نگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي دهد. به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند. در هر ماه، يك بار، نام روز و ماه يكي مي شده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن مي شد، جشني ترتيب مي دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمين روز هر ماه مهر نام داشت و كه در ماه مهر، "مهرگان" لقب مي گرفت. همين طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ يا اسفندار مذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشني با همين عنوان مي گرفتند.

سپندار مذگان جشن زمين و گرامي داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پيدا مي كردند. در اين روز زنان به شوهران خود با محبت هديه مي دادند. مردان نيز زنان و دختران را بر تخت شاهي نشانده، به آنها هديه داده و از آنها اطاعت مي كردند.
ملت ايران از جمله ملت هايي است كه زندگي اش با جشن و شادماني پيوند فراواني داشته است، به مناسبت هاي گوناگون جشن مي گرفتند و با سرور و شادماني روزگار مي گذرانده اند. اين جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگي، خلق و خوي، فلسفه حيات و كلا جهان بيني ايرانيان باستان است. از آنجايي كه ما با فرهنگ باستاني خود ناآشناييم شكوه و زيبايي اين فرهنگ با ما بيگانه شده است. نقطه مقابل ملت ما آمريكاييها هستند كه به خود جهان بيني دچار مي باشند. آنها دنيا را تنها از ديدگاه و زاويه خاص خود نگاه مي كنند. مردماني كه چنين ديدگاهي دارند، متوجه نمي شوند كه ملت هاي ديگر شيوه هاي زندگي و فرهنگ هاي متفاوتي دارند. آمريكاييها بشدت قوم پرستند و خود را محور جهان مي دانند. آنها بر اين باورند كه عادات، رسوم و ارزش هاي فرهنگي شان برتر از سايرين است. اين موضوع در بررسي عملكرد آنان بخوبي مشهود است.

  
نویسنده : توتم اندیشه ; ساعت ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ بهمن ،۱۳۸٤


 

!اين مردان سرشناس قبلا چه شغلي داشتند؟!
  
آدولف هيتلر........................ديكتاتور آلمان.................................نقاش پوستر
آلبرت انيشتن.......................فيزيكدان........................................منشي اداره ثبت
الويس پريسلي.....................خواننده.........................................راننده كاميون
اميركبير............................صدراعظم ناصرالدين شاه..................آشپز
او هنري............................نويسنده........................................گاوچران
جرالدفورد .........................رئيس جمهور آمريكا........................مانكن لباس مردانه
جوزپه گاريبالدي..................انقلابي ايتاليايي..............................ملوان
جيمي كارتر.......................رئيس جمهور آمريكا.........................بادام كار
رونالد ريگان.....................رئيس جمهور آمريكا........................هنرپيشه سينما
شون كانري...................... هنرپيشه سينما................................بنا و راننده كاميون
كلارك گيبل.......................هنرپيشه سينما...............................چوب بر
ويليام فالكنر........................نويسنده.......................................نقاش ساختمان
گاندي...............................رهبر فقيد هند................................وكيل دادگستري
جرج واشنگتن....................اولين رئيس جمهور آمريكا..................كشاورز
نادرشاه افشار.....................موسس سلسله افشاريه......................پوستين دوز
يعقوب ليث.........................سرسلسله صفاريان..........................رويگر
امير اسماعيل ساماني............سرسلسله امراي ساماني....................ساربان
آلپتكين..............................سرسلسله غزنويان...........................غلام زر خريد
فرخي سيستاني...................شاعر مشهور ايران.........................كارگر كشاورز
حضرت محمد(ص).............پيامبر بزرگ اسلام..........................شباني/ تجارت
حضرت عيسي (ع).............پيامبر بزرگ مسيحيت......................نجار
حضرت موسي (ع).............پيامبر بزرگوار يهود........................چوپان
پانديت نهرو......................نخست وزير هند..............................وكيل دادگستري
موسوليني.........................ديكتاتور ايتاليا................................روزنامه نويس
ساموئل مورس...................مخترع آمريكايي.............................نقاش
جك لندن...........................نويسنده آمريكايي............................كارگر كشتي
آلبر كامو..........................نويسنده فرانسوي............................معلم
ريچارد نيكسون.................رئيس جمهور آمريكا.........................وكيل دادگستري
آبراهام لينكلن....................رئيس جمهور آمريكا.........................هيزم شكن
گي دو موپاسان..................نويسنده آلماني................................كارمند دريا داري
چارلز ديكنز.....................نويسنده انگليسي..............................منشي
آناتول فرانس....................نويسنده فرانسوي............................كتابفروش
مولير..............................نويسنده بزرگ فرانسوي..................هنرپيشه
هربرت جرج ولز ..............نويسنده بزرگ انگليسي....................شاگرد بزاز
ارنست همينگوي...............نويسنده بزرگ آمريكايي...................خبرنگار
ويليام شكسپير...................نويسنده بزرگ انگليسي...................هنرپيشه سيار
فيدل كاسترو.....................رئيس جمهور كوبا..........................دانشجوي حقوق
كاردينال ريشيلو................صدر اعظم معروف فرانسه.............. كشيش
ناپلئون بناپارت.................امپراطور فرانسه............................افسر توپخانه
كريم خان زند....................موسس سلسله زنديه........................تير انداز سپاه نادر شاه
ميرزا تقي خان امير كبير.....صدر اعظم ناصرالدين شاه................منشي
ژاندارك..........................شخصيت نيمه مذهبي و قهرمان فرانسوي.................چوپان
هانري فورد.....................كارخانه دار آمريكايي......................ساعت ساز
توماس اديسون..................مخترع بزرگ آمريكايي....................تلگرافچي
آلفرد نوبل....................... بنيانگذار جايزه نوبل...................... كارگر كارخانه
والت ديزني......................مخترع سينماي انيمشن.....................پادوي مغازه
ميكلانژ...........................نقاش مجسمه ساز ايتاليايي.................سنگ تراش

  
نویسنده : توتم اندیشه ; ساعت ۱:٠٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٩ بهمن ،۱۳۸٤


 

صلح و آرامش چیزی بیشتر از عدم جنگ و خشونت است و به نسبت خودش یک نوع خصلت است. بدون عشق، صلحی وجود ندارد. در هر کجا که عشق غایب باشد، جنگ به نوعی اجتناب ناپذیر است

  
نویسنده : توتم اندیشه ; ساعت ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٩ بهمن ،۱۳۸٤


 

سازگاری اسلام و حقوق بشر

http://www.dw-world.de
براستى تا چه اندازه اسلام و مبانى جهانشمول حقوق بشر با يكديگر سازگارند؟ آيا اسلام خود را دين برتر و فرد مسلمان خود را انسانى برتر از معتقدان به ديگر اديان مى‌داند؟ سخنگويان دين اسلام چه كسانى هستند، بعبارت ديگر، چه كسانى نيستند؟ آيا شواهدى حاكى از همخوانى اسلام و دمكراسى مى‌توان مشاهده كرد؟ در اين زمينه‌ صداى آلمان گفتگويى داشت با دكتر محسن كديور، استاد دانشگاه تربيت مدرس و نظريه‌پرداز الهيات اسلامى كه در اوايل اوت ۲۰۰۵ از سوى نهاد گفتگوى اديان‌ در مراسم مسيحى «روز جهانى جوانان» در شهر كلن/آلمان شركت داشت.

گفتگو: بهنام باوندپور

دويچه وله: دکتر کديور،‌ مدت‌هاست که بحث رابطه‌ي اسلام و حقوق بشر به يکي از داغ‌ترين بحث‌هاي نوانديشان ديني تبديل شده است. خود شما هم يکي از آغازگران اين بحث بوديد و بهاي آنرا هم پرداختيد و مقالات متعددي نوشتيد و تا آنجايي که من بخاطر دارم قرار بود به يک رساله‌ي مفصل تبديل بشود که نمي‌دانم آيا منتشر شده يا نه. در چه جاهايي نقاط مشترک ميان اسلام و حقوق بشر مي‌بينيد و در چه حوزه‌هايي اسلام با حقوق بشر، با تعاريف رايج و پذيرفته شده امروز آنها به نظر شما در تناقض قرار مي‌گيرد؟

محسن کديور: ضمن تشکر از شما. رابطه‌ي اسلام و حقوق بشر بحثي‌ست که حداقل نزديک سه دهه است در بين مسلمانان مطرح شده، چند مرحله هم اين بحث طي کرده است. من ديدگاه خودم را ضمن يک مصاحبه‌ي مکتوب مفصل حدود دو سال پيش منتشر کرده‌ام. آنچه مي‌توانم گزارشي از آن مصاحبه مکتوب مفصل ارائه کنم اينست که به نظر مي‌رسد وقتي حقوق بشر گفته مي‌شود خيلي از متفکران مسلمان تلقي ذهني خودشان را از حقوق بشر ابراز مي‌کنند، بدون اينکه به يک متن مشخصي بنام اعلاميه‌ي جهاني حقوق بشر ۱۹۴۸ يا دو ميثاق بين المللي پس از آن که اگر دولتي آنرا امضا کرده باشد، الزام حقوقي برايش مي‌آورد و ايران هم در آنزمان آنرا امضا کرده، ميثاق بين‌المللي مدني و سياسي که اعتبارش از اعلاميه‌ي جهاني حقوق بشر بمراتب بيشتر است. تمام مواردي که فرضا ايران بخاطرش محکوم شده بخاطر نقض همين ميثاق بين‌المللي مدني و سياسي‌ست. در حاليکه اعلاميه جهاني حقوق بشر الزام قانوني و حقوقي ندارد، صرفا يک بيانيه است، در حاليكه بار حقوقي ميثاق متفاوت است. آنچه من در آن مطلب پيشنهاد کرده‌ام اين بوده که متفکران مسلمان بيايند اين اعلاميه و آن دو ميثاق را مورد تحليل انتقادي قرار بدهند و مشخص بکنند که کجاي اين سه متن با ديدگاهشان سازگار است و کجا سازگار نيست. اين پيشنهاد را من به برخي از اساتيد خودم، ازعلماي بزرگ از مراجع محترم کردم و سوالات را هم تنظيم کردم، براي اينکه باب يک گفت‌و‌گو را باز کرده باشم. يعني في‌الواقع پيشينه‌ي آن متن بلند است. درخواست کردم: به نظر مي‌رسد در مورد چالش حدود شش نکته است، و موادش را هم در مورد اعلاميه‌ي حقوق بشر و ميثاق مشخص کردم، که انديشه‌ي ديني ما با اين موارد شش گانه بنظر مي‌رسد مشکل داشته باشد، چه بايد کرد! احساس کردم که ورود در اين مسئله مقدماتي مي‌طلبد که هنوز در فرهنگ ما آماده نيست. خودم دستها را بالا زدم و آن موارد را مشخص کردم و نوشتم. به اجمال حدود چهار موردش بحث تساوي حقوقي و تبعيض حقوقي هست که به آن اشاره خواهم کرد. يک بحثش هم در مورد برخي آزاديهاست و بحث محور ششم هم در مورد برخي مجازاتهاست. من فکر مي‌کنم اين شش محور موارد چالش اسلام و حقوق بشر باشند. معنايش اينست که بقيه‌ي موارد غير از اين شش مورد چالشي وجود ندارد و اسلام با انديشه‌ي حقوق بشر مي‌تواند سازگار باشد. البته، اين را هم اضافه بکنم، حقوق بشر شرط لازم است، اما شرط کافي نيست. شرط کافي‌اش نيست. شرط کافي، يعني شرط ديگري که بايد کنار اين شرط بنشيند، يک اعلاميه‌ي تکاليف بشر است. يعني ما نياز به اين داريم که براي سعادتمندي آدميان، انسانها چه تکاليفي را بايد رعايت بکنند.

دويچه وله: يعني از نظر شما بجز آن شش موردي که اشاره کرديد در موارد ديگر اسلام ...

محسن کديور: با حقوق بشر ناسازگاري ندارد.

دويچه وله: ولي تا آنجايي که من بخاطر دارم شما به چهار مورد مشخصا اشاره کرده بوديد...

محسن کديور: چهار مورد تساوي بود، يک مورد آزادي بود و يک مورد مجازات. مجموعا مي شود شش محور.

دويچه وله: ممکن است آن چهار مورد را يکبار ديگر توضيح بدهيد؟

محسن کديور: بله،‌ آن موارد عبارت بود از اينکه اعلاميه جهاني حقوق بشر و آن دو ميثاق مقدمه‌ي شان، موارد اوليه‌شان همه بحث تساوي حقوقي هست و تساوي حقوقي در بسياري از مواردش انديشه ي اسلامي مشکلي ندارد. مثلا، به لحاظ نژادي در اسلام تبعيض نژادي مطرح نيست. به لحاظ رنگ تبعيض رنگ مطرح نيست. سياه و سفيد ندارد و افتخارات اسلام هم هست. اينکه در آفريقا اقبال فراواني به اسلام نشان داده مي‌شد، بخاطر همين هست که سياه و سفيد هيچ تفاوتي ندارد و در سخن پيامبر اسلام هم مطلب بصراحت آمده است. يا مثلا، تبعيض بين فقير و غني. کلا در اسلام وجود ندارد اينکه هر کسي ثروتمندتر است حقوق بيشتري در جامعه به وي تعلق مي‌گيرد. اين از موارد مشترک است.

اما،‌ مواردي که چالش برانگيز بوده، يکي بحث حقوق مسلمان و غيرمسلمان است که مسلمانان از امتيازات و حقوقي برخوردارند که اقليت هاي ديني در جوامع اسلامي از آن حقوق کمتر برخوردارند و افراد بي دين از آن درجه دوم هم از حقوق کمتري برخوردارند. اين موضوع البته در زمان خودش قابل توجيه بوده، يعني در زمان نزول اسلام همينگونه قابل دفاع است. بحث ما اينست که آيا اين حقوق امروز هم به همين گونه باقي مي‌ماند يا نه. محور دوم بحث تفاوت حقوقي زن و مرد است. در اينکه زن و مرد به لحاظ کارکرد متفاوت انساني‌شان با هم فرق مي‌کنند، به لحاظ بيولوژيک، فيزيولوژيک ترديدي نيست. اما اينکه اين تفاوت فيزيولوژيک و بيولوژيک به تفاوت حقوقي هم مي‌انجامد و اين جاي سخن دارد. شيخ فضل اله نوري نکته‌اي را ذکر مي‌کند زماني که در صدر مشروطه همين مباحث مطرح شده بود. مي‌گويد اگر کسي قائل به تساوي حقوقي باشد فقه اسلامي را نفهميده است. و حرف درستي هم مي‌زند. بخاطر اينکه ذکر مي‌کند ”دناي فقه اسلامي بر اين تفاوتهاست”. بحث من اين بوده که اين تفاوتها وجود دارد و بگونه‌اى بايد با آنها مواجه بشويم. تفاوت سوم هم که البته امروز از آن اثري نيست، اما در واقعيات ديني هست، و آن بحث مردم آزاد هست که اينها تفاوت حقوقي دارند. خوشبختانه امروز اين وجود ندارد. و تفاوت چهارم هم آن اختصاصات حقوقي هست که براي مجتهدين، فقها و روحانيون در برخي از برداشتهاي ديني در مقابل عوام و مردم عادي پيش‌بيني مي‌شده. اين چهار تفاوت را ذکر کردم که موارد چالش هستند. مورد پنجم هم بحثي‌ست بنام آزادي عقيده و مذهب که از لوازم آن بحث ارتداد، بحث امکان ترک برخي اعمال ديني و مجازاتي که بر آن مترتب مي‌شود و مانند اينهاست. و محور ششم هم بحث برخي مجازات‌هاست که باز به لحاظ ضوابط فعلي حقوق بشر مجازات خشن يا مجازات خودسرانه ناميده مي‌شود. آن مواردي که در حقوق ديني ارتکابش في الواقع مجازات فيزيکي برايش پيش‌بيني مي‌شده است. اينها هم مناقشات و مشکلاتي را برانگيخته است. اين موارد چالش‌برانگيز است. غير از اين موارد که تعدادش خيلي بيشتر است. يعني مي‌توانيم بگوييم مواردي که در انديشه‌ي اسلامي با حقوق بشر سازگاري هست در مقايسه با ديگر اديان انصافا بيشتر است. همين که من بتوانم موارد چالش را مشخص بکنم نشاندهنده ي اين است که اکثر موارد سازگاري‌ست و تعداد موارد ناسازگاري اندک است که من برشمردم.

دويچه وله: بخش عمده‌اي از مسلمانان و مجتهدان به اسلام در واقع به مفهوم اسلام تاريخي مي نگرند و به متن يا متون مقدس اسلامي اعم از قرآن تا احاديث بمثابه امور ابدي نگاه مي‌کنند. اين مسئله را چگونه مي‌شود حل کرد، يعني چطور مي‌شود نظريه‌پردازان الهيات اسلامي به يک اجماعي برسند و اين تعارض را بين اسلام و حقوق بشر حل بکنند؟

محسن کديور: حل اين تعارض متوقف است و اين نکته است که ما ابتدا بپذيريم که انديشه‌ي حقوق بشر يک انديشه‌ي قابل دفاع است. من فکر مي‌کنم هنوز بسياري از علماي اسلامي اين نکته را نپذيرفته‌اند و در صحيح بودن اين نظريه مناقشه دارند. پس، اول بايد آنها را متقاعد کنيم که سخن سخن صحيحي ست. اگر صحيح بود، آنوقت تعارض برقرار مي‌شود. تعارض را بايد چگونه حل کرد. راه حلي که من به آن رسيده ام اينست که اول به اين نتيجه رسيدم انديشه‌ي حقوق بشر يک انديشه‌ي قابل دفاع است. انديشه‌ي کاملي نيست، اما انديشه‌ي قابل دفاعى است. مرادم از اينکه کامل نيست اينست که صرف دمکراسي يا حقوق بشر يا مدرنيته يا مسايلي از اين قبيل تمام گمشده‌ي انسان نيست. ما چيزهاي ديگر هم در کنار اين موارد نياز داريم، که از جمله به آنها اشاره کردم، تکاليف انساني، اخلاق،‌ معنويت است. اما الان نمي‌خواهم در موارد همه‌ي شرايط صحبت کنم. در مورد همين شرط خاص حقوق بشر، حقوق انسان من معتقدم که از انديشه‌ي تساوي حقوقي مي‌شود دفاع کرد، از انديشه‌ي تساوي حقوقي زن و مرد، تساوي حقوقي فارغ از تفاوت ديني مي‌شود دفاع کرد. در اينصورت با متون ديني چه بايد کرد. متون ديني در اين زمينه، يعني عدله‌ي اين تبعيض‌هاي حقوقي برخي از آن آراي متفکران مسلمان، آراي علماي مسلمان يا به عبارتي اجماع اينهاست. اين حل کردنش خيلي ساده‌تر هست. برخي از اينها احاديثيست که از بزرگان دين، از جمله پيامبر، مانده و تعداد اندکي از آن آيات قرآن است. بحث اجماع،‌ چون هميشه اجماع متکي بر آن دو دليل ديگر بوده، آن راه حلش چندان دشوار نيست. احاديثي که در اين زمينه صادر شده در صورتي معتبر است که مطمئن باشيم اين سخن را پيامبر بعنوان حکم ديني دائمي فرموده است. اما اين اطمينان را دشوار است بدست بياوريم. اولا سند برخي از اين احاديث مناقشه برانگيز است، يعني به لحاظ فني سند صحيحي ندارد. اکثر اين احاديثي که مستند برخي از مستشرقين يا منتقدان اسلام قرار مي گيرد از جمله اينگونه احاديث است، يعني نمي‌شود اثبات کرد پيامبر چنين گفته است. در قرن اول کتابت ممکن نبوده، به دلايلي اجازه‌ي کتابت داده نشد و لذا، از قرن دوم به بعد است که اين احاديث نوشته شده و در اين فاصله افرادي پيدا شدند که في الواقع حرف‌هاي نادرستي را به پيامبر نسبت دادند و ضوابط فني اقتضا مي‌کند که ما سند احاديث را بدقت مورد بررسي قرار بدهيم. آنهايي که تازه اثبات مي‌شود پيامبر گفته و مي‌توانيم به پيامبر نسبت بدهيم، تازه يک نکته‌ي ديگري مطرح مي‌شود. آيا پيامبر اين را بعنوان يک حکم دائمي گفته يا بعنوان يک راه حل براي زمان خودش. اگر امروز بخواهيم درنظر بگيريم، امروز يک فقيه، يک شريعتمدار،‌ يک عالم دين سخناني را که به دين نسبت مي‌دهد، برخي از آن براي حل مشکل زمان خودش است. پيامبر هم وظيفه داشته که مشکلات عصر خودش را هم حل بکند، ولي وقتي سخني را براي حل مشکلات زمان خودش بيان مي‌کرده، ابراز نمي‌کرده که اين سخن صرفا مال اين زمان است. کار مجتهد همين است.

دويچه وله: دکتر کديور،‌ بالاخره در اسلام چه كسى بايد آن تفسير نهايي را در اينمورد انجام بدهد ؟ چه کسي هست که در نهايت خواهد گفت و يا اين صلاحيت را در جهان اسلام به او مي دهند که سخني از پيامبر را تاييد يا رد بکند؟ در واقع مستند بودنش را و يا اينکه تاريخي بودن يا ابدي بودن آن حديث را روشن بکند، در جايي که پاپ حضور ندارد؟

محسن کديور: اصولا آيا تفسير نهايي وجود دارد؟ من معتقد نيستم هيچي تفسيري آخرين تفسير است. ممکن است ديني آخرين دين باشد،‌ ولي تفسير ما آدميان متوسط هيچوقت آخرين تفسير نيست و تفسير نهايي هنوز خلق نشده. لذا، هر تفسيري هم ما بکنيم، هر بياني هم بکنيم يک بيان و يک تفسير است که ديگران هم حق دارند تفسير ما را نپذيرند يا تفسير ما را تکميل بکنند و ادامه بدهند. اين يک نکته. نکته‌ي دوم اينکه بي‌شک اين يک کار علمي‌ست. کار علمي از علما برمي خيزد. علما هم کساني هستند که عرف اهل علم آنها را به صفت عالم بودن پذيرفته باشد. اين مطلبي‌ست که ما درعلوم ديگر هم، از دين هم بياييم بيرون، آن را داريم. در فيزيک چه کسي حرف آخر را مي‌زند، در رياضي، در حقوق، در جامعه شناسي. حالا چه علوم انساني چه علوم تجربي، چه پزشکي چه مهندسي. حرف آخر را متخصصين مي‌زنند،‌ اما زماني که متخصصين هم اختلاف نظر داشتند يک معياري را گذاشتند بنام «عرف اهل علم».

ادامه دارد...

  
نویسنده : توتم اندیشه ; ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ دی ،۱۳۸٤


 


 

موفقيتهاى سياسى زنان جهان در سال ۲۰۰۵

آسوشيتدپرس / ايران

سه‌شنبه ۱۳ دى ۱۳۸۴



آسوشيتدپرس در گزارشى اعلام كرد: جهان در سال ۲۰۰۵ميلادى شاهد موفقيتهاى مهم سياسى براى زنان بوده است كه اين موفقيتها شامل انتخاب اولين رئيس جمهورى زن در آفريقا و برگزارى اولين انتخابات در عربستان سعودى با حضور رأى دهندگان زن مى‌شود.
عراق و افغانستان شاهد رقابت زنان در انتخابات و تلاش آنها براى تصدى سمت نمايندگى پارلمان بوده‌اند و ليبريا و آلمان نيز براى اولين بار با انتخاب رئيس جمهورى و صدر اعظم زن ، زنان را در صدر سمتهاى سياسى قرار دادند. در عين حال ،زنان در شهر «جده» عربستان، فرصت بى سابقه اى به دست آوردند و با رقابت در انتخابات ، دو كرسى را در هيأت مديره اتاق بازرگانى محلى اين شهر از آن خود كردند. همچنين زمينه انتخاب اولين رئيس جمهورى زن در شيلى فراهم شد و ژاپن نيز در ماه ژانويه، لايحه‌اى را بازنگرى خواهد كرد كه به موجب آن زنان خاندان امپراتورى مى توانند وارث تاج و تخت شوند.
«كاويتا رامداس» رئيس صندوق جهانى زنان كه در «سانفرانسيسكو» مستقر است و به گروه‌هاى مدافع حقوق زنان در سراسر جهان كمك مى كند، گفت: سال ۲۰۰۵ سالى سرشار از موفقيت براى زنان بوده است. وى افزود ۱۰ سال پيش، ما مى گفتيم كه خواهان وضع قوانينى براى حمايت از زنان هستيم اما اكنون مى گوييم كه زنانى را مى خواهيم كه خود قانونگذار باشند. از سويى، اتحاديه بين المجالس در «ژنو» اعلام كرد: تعداد نمايندگان زن در پارلمان كشورهاى سراسر جهان در سال ۲۰۰۵ به ٦٩٦٠ نفر يا ١/١٦ درصد رسيده است. در اين گزارش به برخى از مهمترين دستاوردهاى سياسى زنان در سال گذشته اشاره شده كه به شرح ذيل است:

ليبريا :
« الن جانسون سرليف» در دور دوم انتخابات رياست جمهورى ماه نوامبر به عنوان اولين رئيس جمهورى زن در آفريقا انتخاب شد. وى كه پيش از آن وزير دارايى بود، پس از پيروزى در انتخابات گفت دوره فساد و حاكميت مردان در كشور جنگ زده ليبريا به پايان خواهد رسيد. او همچنين از زنان سراسر آفريقا خواست در اداره امور كشورشان مشاركت كنند.

افغانستان :
۶۸زن افغان در ماه سپتامبر با كسب كرسى در پارلمان۲۴۹ نفرى افغانستان اولين پارلمان اين كشور در بيش از ۳۰ سال گذشته، حضور خود را در عرصه سياست ملى اين كشور به نمايش گذاشتند. بر اساس قانون اساسى جديد افغانستان ،يك چهارم كرسى هاى پارلمان به زنان اختصاص داده شده است. «صفيه صديق» يكى از نامزدهاى پيروز در انتخابات پارلمانى افغانستان گفت: زنان در پارلمان نداى نيمى از مردم اين كشور خواهند بود كه مدتهاى مديد ساكت بوده اند.

عربستان سعودى:
دو بازرگان زن در عربستان سعودى در ماه نوامبر براى اولين بار در انتخابات هيأت مديره اتاق بازرگانى شهر جده پيروز شدند. اين پيروزى در كشورى كه زنان بدون موافقت همسر يا يكى از نزديكان ذكور خود اجازه رانندگى يا مسافرت به خارج از كشور را ندارند ،موفقيتى بزرگ به شمار مى رود.

آلمان :
«آنگلا مركل» در ماه نوامبر به عنوان اولين صدر اعظم زن در آلمان قدرت را به دست گرفت. وى كه قبل از تصدى اين سمت جزو اساتيد و محققان به شمار مى رفت رهبرى اتحاديه محافظه كار دموكرات مسيحى را به عهده دارد و اولين صدراعظم آلمان است كه در بخش شرقى آن كشور متولد و بزرگ شده است.

عراق:
زنان عراقى به موجب قانون اساسى جديد از حقوق اوليه اى از جمله حق رأى، حق مالكيت بر دارايى ها و اموال برخوردار شدند اما نگرانى هايى وجود دارد مبنى بر اينكه قوانين اسلامى مربوط به ازدواج ، طلاق و ارث در قانون اساسى اين كشور ممكن است آزادى هاى زنان را محدود كند. با وجودى كه هنوز تركيب كامل پارلمان عراق مشخص نشده ، دست كم ۲۵درصد از كرسى هاى پارلمان جديد اين كشور براى نمايندگان زن در نظر گرفته شده است.

شيلى:
«ميشل باشلت» كه در دور اول انتخابات رياست جمهورى شيلى ۴۶ درصد آرا را به دست آورده است احتمالاً در دور دوم انتخابات كه پانزدهم ژانويه برگزار مى شود، اولين رئيس جمهورى زن در اين كشور خواهد شد. وى كه سابقاً پزشك اطفال بود و اكنون عضو ائتلاف چپ ميانه به رهبرى رئيس جمهورى فعلى شيلى است با سباستين پينرا محافظه كار ميليونرى رقابت مى كند.

ژاپن:
دولت ژاپن قصد دارد در ماه ژانويه، لايحه اى به پارلمان ارائه دهد كه به موجب آن فرزندان دختر خاندان امپراتورى مى توانند وارث تاج و تخت شوند. از سال ۱۹۴۷تاكنون فقط فرزندان پسر خاندان امپراتورى مى توانسته اند پس از پدر خود وارث تاج و تخت شوند اما خاندان امپراتورى ژاپن از دهه ۱۹۶۰ تاكنون به علت نبود وارث مرد با بحرانى براى تعيين جانشين امپراتور روبه رو شده است. بر اساس نظر سنجى هاى اخير، ،اين لايحه از حمايت گسترده اى برخوردار است. حدود ۷۱ درصد پرسش شوندگان با كنار گذاشتن اين سنت موافقند.

  
نویسنده : توتم اندیشه ; ساعت ٢:٢٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ دی ،۱۳۸٤


 

کار لازمه زندگی است. زندگی عرصه کار است. هر یک از ما باید کاری را به انجام برساند روح از طریق کار رشد می کند. کار را باید با روحیه آمیخته به تسلیم انجام داد. باید به عنوان وسیله دست خدا کار کرد و به فکر ثمر و نتیجه آن نبود.کار دارای ثمر است، اما ما نباید به خاطر ثمر آن کار کنیم. باید برای عشق به خدا کار کرد. چنین کاری به نگرانی آلوده نمی شود و سرچشمه شادی و سرور می گردد. انسانی که فعال نیست و از کار کناره می گیرد، تفکراتی بیهوده می پروراند. ذهن او سرگردان است، نمی تواند متمرکز شود، تعمق کند و در راه معنوی رشد کند.
                               جی.پی.وسوانی

  
نویسنده : توتم اندیشه ; ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ دی ،۱۳۸٤


 

آخرين شاهکار صداو سيما!
اقدام تعجب‌آور صدا و سيما در پخش يك آگهي تحقيرآميز

Jaraghe Group © Mobin_s2004@yahoo.comدر حاليكه تمامي شركتهاي تجاري در جهان براي پخش آگهي هاي تبليغاتي خود در ساير كشورها تلاش دارند محصولات خود را با نمادهاي ملي و بومي ملتها همراه نمايند، شركت كره اي LG به پخش آگهي تجاري‌اي اقدام نمود كه در آن صحنه گل زدن بازيكن فوتبال كره جنوبي به تيم ملي را به عنوان نماد اقتدار اين كشور به نمايش گذاشته است.
در اين ميان نكته جالب‌تر آنكه رسانه ملي نيز بدون هيچگونه ملاحظه‌اي به پخش چندين باره اين آگهي تحقيرآميز از شبكه هاي مختلف سيما و در پربيننده‌ترين ساعات اقدام نموده است.
گفتني است در حالي رسانه ملي تن به اين تبليغ تحقيرآميز مي دهد كه پس از راي كره جنوبي در پرونده هسته‌اي عليه ايران، قرار بود واردات و تبليغات كالاهاي كره اي با محدوديتهاي سنگين مواجه شود!

  
نویسنده : توتم اندیشه ; ساعت ٢:٥٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ دی ،۱۳۸٤


 

فسور بیژن داوری
 معاون ارشد شرکتIBM
بزرگترین شرکت سخت افزار کامپیوتر در جهان
فریار شیرزاد معاون وزارت   بازرگانی آمریکا و دستیار ریاست جمهوری آمریکا در کاخ سفید
حسين اسلامبلچي
رئيس شرکت مخابرات آمریکا
  AT&T
فرزاد ناظم مدير فني سايت
Yahoo
اميد كردستاني معاون ارشد سايت
 google
پيير اميديار موسس و رئيس شركتebay
 بنیانگذار تجارت الکترونیک در جهان
 
 
محمد حسین طباطبائی فوق تخصص مفاهیم قرآن از دانشگاه انگلیس
 
ایمان ضیابری مسلط به 4 زبان زنده دنیا و جوانترین خبرنگار فارسی در جهان
 
مهرداد فیاض بهروزی قهرمان تکواندو کشور در ایران
محمد شعبانی رئیس شرکت اطلاعات سیسکو در سن 17 سالگی
 
فرهنگ فلاح فوق لیسانس فیزیک در سن 13 سالگی
 
پروین بهاروند عضو تیم فوتبال ایتالیا 16 ساله
 
رضا كهلولي 17 ساله  برترین مخترع جهان در سال 2005
علیرضا خسروی 17 ساله کاشف پمپ قلب مصنوعی
توکا نیستانی انیمیشن ساز کارتونهای بین الملل
 دکتر نصرت الله نزاکت گو پیوندکبداز زننده به زننده( از مادر به فرزند) برای اولین بار در خاورمیانه
پروفسور مجید سمیعی رئیس جراحان مغز جهان در آلمان
رئیس بخش سی ان ان در آمریکا
 
رئیس شرکت اریکسون
 
استاد فیزیک دانشگاه در آمریکا و عضو پژوهشگران ناسا
 
دانشمند ایستگاه فضایی ناسا
 
مدیر شرکت
NEA
 
رئیس موسسه تکنولوژی تل کام
 
مدیر موسسه نرم افزار در سوئد
 
خلبان زن در سوئد
 
تنها زن ایرانی پارلمان هلند
 
همسر وزیر امور خارجه آلمان
 
هنرمند سینما در آمریکا
 
نماینده پارلمان سوئد
 
خانم صبا ولدخانی برنده جایزه جوانترین کاشف جهان
 
 
محمد رضا شجریان دارنده مدال پیکاسو از سازمان یونسکو
جعفر پناهی برنده اول جایزه جشنواره سینمای ونیز و منتخب جایزه اسکار
پروفسور محمد جمشيدي مدير برنامه هاي داخلي ايستگاه فضايي ناسا
فيروز نادري مدير برنامه اجرايي سياره مريخ در ايستگاه فضايي ناسا
بهرام مهذبی مدیر شرکت ماکروسافت در سال 2000 در دوبی
قاسم اسرار عضو هيئت مديره ايستگاه فضايي ناسا
بيژن پاكزاد بزگترين سازنده عطر و طراح لباس جهان
 
نادر مدانلو رئيس اولين شركت خصوصي پرتاپ ماهواره در آمريكا
حمید عظیمی عضو ارشد شرکت
در آمریکا intel
پروفسور لطفي زاده استاد دانشگاه آمريكا و پدر منطق فوزي . کامپیوتر هوشمند
و بنیانگذار نسل سوم کامپیوتر در جهان
دکتر نادر نجفی مخترع سنجشگر فشار خون به اندازه دانه برنج

  
نویسنده : توتم اندیشه ; ساعت ٥:٢٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ دی ،۱۳۸٤


 

ثمرات سکوت بسیار شگفت انگیز هستند. آن کس که این ثمرات را می چشد، پیوسته در آرامش است، کارها را با ملایمت، آهستگی و خاموشی انجام می دهد و زمانی را به دعا و استراحت اختصاص می دهد. او در سکوت ساکن می شود سکوت را تعلیم می دهد و در سکوت تردیدهای بسیاری را می زداید. از این روست که آشنایان راز، سخن نمی گویند. آنهاکه نمی دانند به سخن گفتن علاقمندند، آنها افرادی تهی هستند که فقط شیفته پر گویی و مجادله اند.

  
نویسنده : توتم اندیشه ; ساعت ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۸ دی ،۱۳۸٤


 

زادروز علي مسعودي روزنامه نگار و هنرمند ناسيوناليست ايران

علي مسعودي

علي مسعودي

علي مسعودي هشتم دي ماه 1314 خورشيدي (29 دسامبر 1935) در تهران، محله دروازه شميران در يك خانواده سياسي ـ فرهنگي چشم به جهان گشود. پدرش كه يك استاد ادبيات و از مجاهدان دمكراسي در دوران انقلاب مشروطيت بود بعدا (در دوران قاجاريه) به نمايندگي مجلس شوراي ملي انتخاب شد و چهار دوره نماينده پارلمان بود. وي ازجمله رهبران انقلاب مشروطيت بود كه در اعتراض به ادامه استبداد دست به مهاجرت زده بود. پدر علي مسعودي در دوران پادشاهي رضا شاه به تركيه تبعيد شده بود كه در جريان ديدار رضا شاه از تركيه، شخص آتاتورك از وي خواست كه اجازه بازگشت مسعودي را به وطن بدهد كه موافقت شد و مسعودي در سال 1325 در وطن درگذشت. تدريس و تاليف حرفه نياكان علي مسعودي از قرن پنجم هجري به اين سوي بوده است. اين خانواده براي ميهن، تاريخنگاران و اديبان متعدد پرورش داده است.
    علي مسعودي كه از نوجواني شور ميهندوستي و رهايي وطن از بقاياي استعمار در سر داشت، در دوران تحصيلات متوسطه در تهران به جنبش هاي ناسيوناليستي پيوست و در همان سن كم در شمار فعالان نهضت ملي ايران قرار گرفت و چون از 15 سالگي با داريوش فروهر آشنايي نزديك داشت، فعاليت هاي سياسي خود را در چارچوب حزب ملت ايران متمركز ساخت.
    در پي رويداد 28 مرداد سال 1332 و بازداشت دكتر مصدق رهبر مليون ايران و در جريان سركوبي نهضت ملي ايران، علي مسعودي به فروهر و چند ناسيوناليست ايراني ديگر در انتشار نشريات زيرزميني «راه مصدق» و «آرمان ملت» پيوست و نه تنها برخي مقالات، بلكه همه كاريكاتورها و نقاشي هاي نشريات زيرزميني ملي گرا را ترسيم مي كرد و تيتر نويسي و طرح و آرايش صفحات آنها از او بود. گاهي هم بمانند ساير مليون به كار توزيع شبانه اين نشريات كمك مي كرد. در آن زمان، فعاليتي دشوار تر از انداختن نشريه مخالفان دولت در منازل در ساعات شب، درحالي كه در تهران و حومه حكومت نظامي و منع رفت و آمد شبانه برقرار بود وجود نداشت و اين نوع فعاليت، بازي با جان بود. علي مسعودي در جريان همين توزيع شبانه، در سال 1333 دستگير و دو سال و هفت ماه از عمر خود را در زندان سپري كرد ـ زنداني كه خالي از شكنجه نبود. علي در طول زندان وضعيت مبارزان همبند را مشاهده كرد و از احساس و آرزوهاي آنان آگاه شد و پس از خروج از زندان، منبع اين اطلاعات براي مولفان و روزنامه نگاران ديگر قرار گرفت.
    علي مسعودي پس از رهايي از زندان سياسي، ژورناليسم را كه در طول فعاليت آشگار و پنهان دوران مبارزات ملي تجربه كرده بود پيشه خود ساخت و چون نشريات وقت جرات استفاده از نوشته هاي او را نداشتند به كار تصويركشي براي اخبار فاقد عكس و پاورقي رسانه ها و كاريكاتورهاي غير سياسي پرداخت و در اندك مدتي كاريكاتورها و تصويرهاي او مورد استفاده بيش از هفتاد درصد مطبوعات تهران قرار گرفت و از اين بابت، شهرت فراوان به دست آورد. اين شهرت سبب شد كه او را به سمت دبير نقاشي دبيرستانهاي پايتخت هم بكار گيرند. مسعودي قبلا پروانه لازم را از هنرستان كمال الملك به دست آورده بود.
    شهرت علي مسعودي در كار تصويرگري خبري سبب شد كه در اوايل دهه 1340 سناتور عباس مسعودي موسس و مدير نشريات اطلاعات وي را دعوت به همكاري كند و به سمت مهم سردبيري امور هنر نشريات موسسه بگمارد. وي در اين سمت در طول دو دهه به زيبا سازي شكل نشريات موسسه اطلاعات كمك بسيار كرد به گونه اي كه كارهاي او در تاريخ مطبوعات ايران، يك انقلاب خوانده شده و پايه هايي را كه او گذارده همچنان دنبال مي شود.
    علي مسعودي كه عاشق ژورناليسم است، هرگاه كه خواست در كنار طرح و تصوير و كار راهنمايي كاريكاتوريست ها و عكاسان خبري، بار ديگر دست به قلم ببرد به ساواك احضار شد. چون بدون سپردن تعهد، رهايي از چنگ ساواك امكان نداشت، مقاله هاي مسعودي به نام ديگران (نه اسم مستعار كه آن هم در آن زمان ممنوع بود) به چاپ مي رسيد. با وجود اين، علي مسعودي در نشريات فصلي حزب ملت ايران مستقيما فعاليت داشت و اين فعاليت، به كار او در موسسه اطلاعات كه در اين موسسه هم پي در پي ارتقاء مقام مي يافت صدمه نمي زد زيرا همه مي دانستند كه علي مسعودي عاشق بي قرار وطن است و ميهندوستي محض، جرم و گناه بشمار نمي آيد. علي به خاطر شهرت ميهندوستي دوآتشه اش، مورد احترام عموم ايرانيان بوده است. وي ثابت كرده است كه تنها خواهان سربلندي وطن و سعادت هموطنان است و مال و مقام نمي خواهد.
    علي مسعودي، به گفته خودش، يك سال پس از انقلاب چون از روند كارها راضي نبود و جريان امور او را افسرده ساخته بود جلاي وطن كرد و مقيم آمريكا شد. علي در آمريكا به كار نوشتار، گفتار و كشيدن تصوير كه حرفه مادام العمر او هستند ادامه داده تا نه تنها امرار معاش كند بلكه دمي از خدمت به ايران و هنر غافل نماند.
    علي مسعودي در طول اقامت خود در آمريكا كه افزون بر ربع قرن است، تابلوهاي جالب متعدد ترسيم كرده است كه اصالت خاص خود را دارند و ارباب هنر آنها را بي نظير توصيف كرده اند.
    علي مسعودي در اظهاراتي در سال 2005 (1384 خورشيدي) تاكيد كرده است: در هرجا كه باشم براي تامين دمكراسي و حفظ تماميت وطن و رعايت همه حقوق، سعادت و رفاه هموطنان تلاش مي كنم و آرزويي جز تحقق آن ندارم.
    وي ضمن آوردن شواهدي از تاريخ طولاني و پرافتخار ايرانيان همچنين گفته است كه ناسيوناليسم تنها داروي درمان بيماري ايران است كه حدود دو قرن به آن مبتلا شده است. وي هر سخنراني عمومي اش را با بيان «زنده و سرفراز باد ايران و پيروز و شاد باد ايرانيان» پايان مي دهد.

  
نویسنده : توتم اندیشه ; ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۸ دی ،۱۳۸٤